تبليغاتX
پشت پاییز در -

 

سفر هنوز ناتمام مانده

می گریزی امشب با من ؟

دلم آرام گرفت که گفتی هر شب

 

باز هوای رقص لزگی

باز دلم هوای تو کرده

کوچ می کنم به بارانی فصل چشمت

بی چتر.

چقدر بی تابم بی تو

چقدر بی قرار

 

به یلدای چشم تو

هنوز مانده تا رها کنم پاییز ِ گیسوم

نه هوهوی باد

که هیاهویی در من از توست

مدام ترانه ای

 

ایلیا ی من

چنان که گفته بودمت

ایل ِ من

به ییلاقی می خواهمت

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 8:36 PM توسط رویا وکیلی |